اگر تا به حال به یک برد مدار چاپی نگاه کردهاید و فکر کردهاید «آره، من هرگز نمیتوانم این کار را انجام دهم»، باید بدانید که میتوانید.
نه فوراً. نه دفعه اول بهطور کامل. اما قطعاً میتوانید یاد بگیرید چگونه یک برد مدار چاپی (PCB) طراحی کنید که کار کند، بدون دردسر تولید شود و به یک کابوس یکهفتهای اشکالزدایی تبدیل نشود.
و راستش سختترین بخش قرار دادن قطعات یا مسیریابی ردها نیست؛ بلکه دانستن این است که اول چه کاری انجام دهیم، چه چیزی را دوباره بررسی کنیم و چه چیزی بعداً اگر نادیدهاش بگیریم به دردت خواهد خورد.
خب، این یک راهنمای عملی است. روشی که من آن را برای دوستی توضیح میدهم که شماتیکش را آماده کرده و حالا میخواهد یک برد واقعی را در دستانش داشته باشد.
طراحی یک برد مدار چاپی در واقع شامل چه مواردی است
مردم میگویند “طراحی PCB”مثل این است که یک قدم باشد. بیشتر شبیه یک زنجیر است.».
- تعریف نیازمندیها و محدودیتها
- شمای (مدار منطقی) را ایجاد کنید
- تعیین ردپای (بستههای فیزیکی)
- ایجاد طرح کلی برد و محدودیتهای مکانیکی
- اجزا را با نیت قرار دهید
- ردیابی مسیرها و سطوح
- بررسیهای طراحی و بررسیهای الکتریکی را اجرا کنید
- تولید فایلهای ساخت
- آن را بسازید و مونتاژ کنید
- آزمایش، اصلاح، تکرار
میتوانید مراحل ۲ تا ۸ را در یک ابزار CAD برد مدار چاپی انجام دهید. بقیه، خب، زندگی واقعی است.
مرحلهٔ ۱: با نیازمندیهای واضح شروع کنید (این کار بعدها به شما کمک میکند)
قبل از اینکه KiCad یا Altium یا هر نرمافزاری که استفاده میکنید را باز کنید، یک چکلیست ساده بنویسید.
- هیئت مدیره در یک جمله چه کاری انجام میدهد؟
- دامنهٔ ولتاژ ورودی؟ خطر قطبیت معکوس؟
- حداکثر جریان روی هر ریل؟
- تخته میتواند چقدر بزرگ باشد؟
- چگونه نصب خواهد شد؟ پیچها، فاصلهسنجها، گیرهها؟
- کابلهای اتصال کدامند و باید به کدام سمت باشند؟
- آیا سیگنالهای حساسی وجود دارد؟ سرعت بالا، آنالوگ، RF، نویز کم؟
- محیط. گرما، لرزش، رطوبت؟
- هزینه و مقدار هدف
این ممکن است خستهکننده به نظر برسد اما همهچیز را شکل میدهد. مثل اینکه آیا به دو لایه نیاز دارید یا چهار لایه. اینکه آیا ردهای شما میتوانند ضخیم و با اغماض باشند یا به امپدانس کنترلشده نیاز دارند.
مرحله ۲: شماتیک را ثبت کنید (و آن را قابل خواندن سازید)
یک برد مدار چاپی (PCB) از یک شماتیک آغاز میشود. حتی اگر مدار شما ساده باشد، باز هم آن را بهدرستی انجام دهید.
چند قاعده که ممکن است آزاردهنده به نظر برسند اما عیبیابی را بسیار آسانتر میکنند:
- در همهجا به جای سیمهای بلند از برچسبهای شبکه استفاده کنید.
- گروه بندی بر اساس عملکرد: توان، واحد پردازش مرکزی (MCU)، حسگرها، کانکتورها
- خازنهای جداسازی را در شماتیک هم کنار پایههای تغذیه آیسی قرار دهید، نه اینکه بعداً فقط روی برد مدار چاپی نصب شوند.
- همین حالا نقاط تست را اضافه کنید. بعداً از خودتان تشکر خواهید کرد.
- مقادیر قطعات و شماره قطعات را در فیلدها وارد کنید، نه در یادداشتهای تصادفی.
همچنین برای پینآوتها به حافظه اعتماد نکنید. همیشه هنگام سیمکشی نمادها از دیتاشیت استفاده کنید. بهویژه برای رگولاتورها، USB و هر چیزی که چند زمین یا پدهای در معرض دید دارد.

یک بررسی سریع برای اطمینان پیش از ادامه
از خودتان بپرسید:
- آیا در جاهای لازم از کششهای بالا و پایین استفاده کردهام؟
- آیا برای LEDها مقاومتهای محدودکننده جریان دارم؟
- آیا اگر برد میکروکنترلر باشد، سرآیندهای برنامهنویسی یا اشکالزدایی را گنجاندهام؟
- آیا برای ورودی برق محافظتی وجود دارد؟ حداقل یک فیوز یا پلیفیوز، و شاید یک دیود TVS اگر کانکتور خارجی باشد.
مرحله ۳: مؤلفههایی را انتخاب کنید که در دنیای واقعی وجود دارند
اینجاست که بسیاری از بردهای اولیه از کار میافتند. در شماتیک، هر قطعه کار میکند. در تولید، تنها قطعاتی با فُوتپرینت مناسب و در دسترس کار میکنند.
هنگام انتخاب قطعات، به موارد زیر توجه کنید:
- اندازه بستهبندی که واقعاً میتوانید لحیمکاری کنید (0603 مناسب است، 0402 آزاردهنده است، QFN قابل انجام است اما نیاز به دقت دارد)
- دسترسی زنجیره تأمین. سعی کنید قطعات تکشاخ را انتخاب نکنید.
- مقادیر ولتاژ و جریان با حاشیه
- برای کانکتورها، به نقشهٔ مکانیکی مراجعه کنید. حدس نزنید.
اگر چیزی میسازید که ممکن است بعداً دوباره آن را سفارش دهید، قطعات را از سریهای با پشتیبانی خوب انتخاب کنید. خود آیندهتان کمتر عصبانی خواهد شد.
مرحله ۴: ردپا. جایی که اشتباهات گران تمام میشوند.
هر نماد شماتیک نیاز به یک ردپای مدار دارد که دقیقاً با قطعه فیزیکی مطابقت داشته باشد.
و این همان بخشی است که مبتدیها بهطور تصادفی ده زیرلیوانی با طرح مس سفارش میدهند.
این کار را با دقت انجام دهید:
- تعداد پینها و فاصله بین پینها را مطابقت دهید.
- مطابقت نوع بستهبندی را بررسی کنید (SOIC با TSSOP یکسان نیست، QFN در اندازههای متعددی عرضه میشود)
- نشانگرهای قطبیت دیودها، خازنهای الکترولیتی و پایهٔ ۱ آیسی را بررسی کنید.
- اگر فُتپرینت سفارشی ساختهاید، بازشوهای حیاط و ماسک لحیم را بررسی کنید.
من دوست دارم این یک بررسی ساده را انجام دهم.
PCB را بهصورت ۱:۱ روی کاغذ چاپ کنید و قطعات واقعی را روی آن قرار دهید. بهویژه کانکتورها.
به نظر کمتکنولوژی میآید. کار میکند.
پیش از حرکت به گام بعدی، انجام یک بررسی کامل ضروری است. بازرسی PCB برای اطمینان از صحت تمام ردپاها و قرارگیریها.
مرحله ۵: تنظیم طرح کلی برد و چیدمان لایهها
اکنون به چیدمان PCB میروید.
با شروع کنید:
- شکل و ابعاد تخته
- سوراخهای نصب و نواحی ممنوعه
- محدودیتهای جایگذاری کانکتورها (USB در لبه، و غیره)
- تصمیم درباره تعداد لایهها

دو لایه در مقابل چهار لایه
برای اکثر بردهای سرگرمی و بسیاری از بردهای تجاری، دو لایه کافی است.
اما ممکن است بخواهید ۴ لایه داشته باشید اگر:
- شما سیگنالهای پرسرعت دارید (USB 2.0، لبههای سریع، DDR و غیره)
- شما به یک مرجع زمینی بهتر و نویز کمتر نیاز دارید.
- شما در حال مسیریابی قطعات متراکم مانند BGAها یا تعداد زیادی از قطعات با فاصلهی پایهی ریز هستید.
- شما میخواهید یکپارچگی قدرت آسانتر باشد.
یک پشتهٔ رایج چهار لایهای عبارت است از:
خط سیگنال بالا، صفحه زمین، صفحه تغذیه، خط سیگنال پایین.
الزامی نیست. اما یک پیشفرض خوب است.
مرحله ۶: قطعات را طوری قرار دهید که انگار واقعاً به آن اهمیت میدهید.
چیدمان تزئین نیست. این عملکرد الکتریکی، قابلیت ساخت و سازگاری با عقل سلیم است.
در اینجا یک دستور قراردهی عملی وجود دارد که کار میکند:
- اتصالات و اجزای رابط کاربری را در اولویت قرار دهید (دکمهها، LEDها، نمایشگرها)
- در ادامه، بخش ورودی توان و تنظیم توان را قرار دهید.
- کنترلر اصلی یا آیسی اصلی را قرار دهید.
- قطعات پشتیبان را اطراف آن قرار دهید (کریستال، خازنهای تفکیک، مقاومتهای بوت)
- بلوکهای کاربردی را قرار دهید: حسگرها، درایورها، تقویتکنندههای عملیاتی و غیره
- نقطههای تست و هدر برنامهنویسی را قرار دهید.
نکات قراردهی برای جلوگیری از نویز و ناهنجاری
- نگه داشتن خازنهای desacopling بسیار نزدیک به پینهای تغذیه IC. نه اینکه “تقریباً نزدیک”؛ یعنی درست کنارش.
- بخشهای آنالوگ را از رگولاتورهای سوئیچینگ دور نگه دارید.
- حلقههای جریان بالا را فشرده نگه دارید. مسیرهای کوتاه و پهن با حداقل مساحت حلقه.
- کریستالها را نزدیک به میکروکنترلر نگه دارید و مسیرهای آنها را کوتاه کنید؛ در صورت امکان بدون ویای عبور.
- برای مسیریابی فضا بگذارید. اگر همه چیز لبه به لبه چیده شود، مسیریابی تبدیل به معمایی میشود که در آن شکست خواهید خورد.
و همچنین به مونتاژ فکر کنید. اگر برد توسط کارخانه مونتاژ شود، آنها جهتیابی یکنواخت و فاصله کافی برای پیک اند پِیس را ترجیح میدهند.
مرحله ۷: قوانین طراحی را زود مشخص کنید (فاصله، عرضها، اندازه ویایها)
ابزار PCB شما باید بداند محدودیتهای ساخت.
نمونههای پیشفرض ایمن برای بسیاری از کارخانهها:
- عرض ردیف: ۶ میل یا ۸ میل برای سیگنالها (هرچه پهنتر باشد، کار با آن آسانتر است)
- ضخامت لایه: ۶ میل یا ۸ میل
- Via دریل: 0.3 میلیمتر با قطر 0.6 میلیمتر (به فابریک خود مراجعه کنید)
- توسعه ماسک لحیمکاری: تنظیم پیشفرض فاب معمولاً مناسب است
اما حدس نزنید. از قابلیتهای سازنده استفاده کنید. هر کارخانه تولید تراشه صفحهای برای قابلیتها دارد. اگر به دنبال نمونههای اولیه ارزان هستید، محافظهکارانه عمل کنید.
عرض ردیابی برای جریان
سیگنالها میتوانند باریک باشند. مسیرهای تغذیه اغلب باید پهنتر باشند.
اگر روی یک ردپا ۱A یا بیشتر دارید، آن را روی ۶ میل اجرا نکنید و به امید معجزه ننشینید. از یک محاسبهی عرض ردیابی یا فقط آن را پهن و کوتاه بساز. یا مس بریز.
مرحله ۸: برد را مسیریابی کنید (و سعی کنید آن را آرام نگه دارید)
روتینگ جایی است که مردم یا وسواس پیدا میکنند یا تسلیم میشوند. این جادو نیست؛ مجموعهای از اولویتهاست.
ترتیب پیشنهادی مسیریابی
- ابتدا سیگنالهای بحرانی
- خطوط کلاک، جفتهای تفاضلی، گرههای آنالوگ حساس
- مسیریابی توان
- راهریلهای اصلی، مسیرهای جریان بالا
- سایر موارد
استراتژی زمینی
اگر روی دو لایه هستید، یک پلهی زمین یکپارچه در یک سمت طلاست. تا حد امکان سیگنالها را در سمت دیگر مسیریابی کنید، سپس زمین را با ویاسها به هم متصل کنید.
اگر مجبورید سطح زمین را تقسیم کنید، این کار را با نیت انجام دهید. اغلب اوقات مبتدیان وقتی نباید سطح زمین را تقسیم کنند، این کار را انجام میدهند. معمولاً یک سطح زمین پیوسته بهتر است.
چند عادت مسیریابی که کمک میکنند
- از ردیفهای باریک و بلند برای تغذیه خودداری کنید.
- اگر ابزارتان بهراحتی امکانش را میدهد، از گوشههای ۴۵ درجه یا قوسها استفاده کنید. نه به این دلیل که گوشههای ۹۰ درجه در سرعت پایین بد هستند، بلکه به این دلیل که مسیر را تمیزتر برش میدهد.
- مسیرهای عبوری را در سیگنالهای حساس یا سریع به حداقل برسانید.
- مسیرهای بازگشت را مدنظر داشته باشید. سیگنالها به یک مسیر جریان بازگشت زیر خود نیاز دارند، معمولاً در صفحهٔ زمین.
جفتهای دیفرانسیل (USB و غیره)
اگر دارای سیمهای USB D+ و D- هستید، آنها را بهعنوان یک مسیر راهاندازی کنید. جفت تفاضلی با فاصله و طول یکسان, و در صورت پشتیبانی استکآپ، از امپدانس صحیح استفاده کنید. ابزار CAD شما معمولاً میتواند عرضها را بر اساس استکآپ محاسبه کند.
اگر نمیدانید، اشکالی ندارد. اما آزادکار نکنید و یک مار را دور تخته بپیچانید در حالی که مار دیگر مستقیم میرود.
مرحله ۹: افزودن ریختهگریهای مس، تخفیف حرارتی و ویاسهای دوخت
ریختهگریهای مس میتوانند امپدانس را کاهش داده و به دفع حرارت کمک کنند. ریختهگریهای رایج:
- زمین را در بالا و پایین بریزید (متصل به شبکه GND)
- در صورت نیاز، برای ریلهای جریان بالا برق تأمین میشود.
برای پدهای سوراخگذر که به پورها متصل هستند از ترمال ریلیف استفاده کنید. در غیر این صورت لحیمکاری دستی بسیار دشوار میشود و حتی بازکاری هم سختتر میگردد.
ویاهای اتصالدهنده اضافه کنید تا لایههای زمین بالایی و پایینی را به هم متصل کنید. بهویژه در پیرامون، نزدیک کانکتورها و نزدیک رگولاتورهای سوئیچینگ.
مرحله ۱۰: سیلکاسکرین. برد را کاربرپسند کنید.
سیلکاسکرین فقط برچسب نیست. این کاربردپذیری است.
شامل:
- نشانگرهای مرجع (R1، C5، U2) حداقل برای قطعات کلیدی
- علامتهای قطبیت برای دیودها، خازنهای الکترولیتیک و LEDها
- نشانگرهای پین ۱ برای ICها
- برچسبهای کانکتور. TX، RX، 5V، GND و غیره
- نام برد، نسخه، تاریخ یا تجدیدنظر
برای خودت نانخردهها بگذار. چند ماه بعد به این تخته بازمیگردی و هیچچیز را به یاد نخواهی داشت.
مرحله ۱۱: قبل از هرگونه صدور، بررسیها را انجام دهید.
اینها را در ابزار CAD خود انجام دهید:
- ERC در شماتیک (بررسی قواعد الکتریکی)
- DRC روی PCB (بررسی قوانین طراحی)
- بررسی شبکههای بدون اتصال
- نقضهای تخلیه
- حلقههای حلقوی و چکهای مته
سپس یک بررسی انسانی انجام دهید:
- آیا همهٔ کانکتورها به سمت درست قرار دارند؟
- آیا سوراخهای نصب درست هستند؟
- آیا هیچ قطعهای در لبه برد وجود دارد که با محفظه برخورد کند؟
- آیا TX و RX را با هم عوض کردی؟ پیش میاد.
- آیا همه قطعات قطبی با شماتیک و سیلکاسکرین مطابقت دارند؟
اگر میتوانید، نمای سهبعدی ایجاد کنید. اکنون بسیاری از ابزارها از آن پشتیبانی میکنند و بهسرعت مشکلات مکانیکی احمقانه را شناسایی میکند.
مرحله ۱۲: تولید فایلهای ساخت (گربر، فایلهای سوراخکاری و یادداشتها)
اکثر تولیدکنندگان PCB میخواهند:
- پروندههای گربر (یا گاهی یک فایل زیپ از یک بستهٔ گربِر)
- فایلهای مته (اکسلون)
- چکیده هیئت مدیره
- فایل Readme یا یادداشتهای ساخت (اختیاری اما مفید)
- برای مونتاژ: فهرست مواد (BOM) و فایل پیکاندپلیس (مرکز ثقل)، بهعلاوه نقشههای مونتاژ
در صورت ارائهٔ پیشتنظیم، خروجی را با تنظیمات توصیهشدهٔ فابریک خود صادر کنید.
یک نکتهٔ دیگر. لایهها را بهوضوح نامگذاری کنید و نسخهها را نگه دارید. “final final v7” تا وقتی خندهدار است، خندهدار است؛ تا وقتی که دیگر خندهدار نباشد.
مرحله ۱۳: مانند کسی که انتظار مشکلات را دارد نمونهسازی کنید (چون حتماً مشکلاتی پیش خواهد آمد)
ابتدا یک دسته کوچک سفارش دهید. حتی اگر طرح “ساده” باشد.
وقتی بردها میرسند:
- زیر نور مناسب بررسی کنید
- قبل از اتصال هر چیزی، ریلهای تغذیه را از نظر اتصال کوتاه بررسی کنید.
- اگر میتوانید، توان را بهآرامی با یک منبع تغذیه روی میز و محدودکننده جریان افزایش دهید.
- راهآهنها را اعتبارسنجی کنید، سپس ساعتها، سپس برنامهنویسی، سپس دستگاههای جانبی.
اگر چیزی خراب شد، نگران نشوید. اشکالزدایی را بهصورت سیستماتیک انجام دهید. بیشتر اشکالات اولیه برد مدار چاپی عبارتند از:
- نقشهٔ ردپای اشتباه یا نگاشت پین اشتباه
- کشیدن رو به بالا یا پایین وجود ندارد
- سلسلهبندی توان یا مشکلات پایداری رگولاتور (خازنهای اشتباه)
- مسائل چیدمان پیرامون رگولاتورهای سوئیچینگ
- مشکلات اتصال به زمین یا مسیر بازگشت
- خطاهای جهتیابی ساده
این طبیعی است.
یک مجموعه ابزار ساده که کار میکند (اگر در حال انتخاب نرمافزار هستید)
- کیکدرایگان، بسیار توانمند، جامعه عالی
- EasyEDA: مناسب اگر میخواهید گردش کارهای ابری سریع داشته باشید
- آلتیم: استاندارد صنعتی، گرانقیمت، قدرتمند
- الکترونیک Autodesk Fusion: بستگی به گردش کار شما دارد
اگر تازهکار هستید، KiCad نقطهٔ شروع قدرتمندی است و دیگر یک اسباببازی نیست.
اشتباههای رایج مبتدیان که بهطرز عجیبی اجتناب از آنها آسان است
فراموش کردن خازنهای جداکننده
اکثر آیسیها یک خازن ۰.۱ میکروفاراد نزدیک هر پایه تغذیه میخواهند، بهعلاوه یک خازن حجمی در نزدیکی (مثل ۴.۷ یا ۱۰ میکروفاراد). دیتاشیت را بخوانید.
اعتماد به ردپاهای تصادفی
ردپای کتابخانهها مفید است، اما همیشه آن را با دیتاشیت تطبیق دهید.
قرار دادن هدر برنامهنویسی در جایی غیرممکن
اگر نیاز به فلش کردن فریمور دارید، سربرگ را زیر نمایشگر پنهان نکنید و آن را یک میلیمتر از دیوار محفظه قرار ندهید.
هیچ نقطهٔ آزمایشی
حتی فقط پدهایی برای GND، ۳٫۳ ولت، ۵ ولت، RX و TX. این امکان را برای پروبگذاری فراهم میکند.
چیدمان رگولاتور سوئیچینگ “تازه مسیریابی شده”
رگولاتورهای سوئیچینگ به دلایل مشخصی دستورالعملهای چیدمان دارند. تا حد امکان از چیدمان مرجع در دیتاشیت پیروی کنید.
نکتهٔ نهایی (و بخشی که در آن واقعاً تابلوها را میسازید)
طراحی یک برد مدار چاپی یک چرخه است. شما طراحی میکنید، میسازید، میآموزید و بازنگری میکنید. برد دوم همیشه تمیزتر از برد اول است.
اگر به دنبال شریکی در تولید هستید که بتواند فایلهای گربر شما را دریافت کند و بدون هیچ حدس و گمانی شما را تا پایان خط یاری کند، این موضوع اهمیت زیادی دارد.
به دنبال یک شریک قابل اعتماد برای تولید PCB هستید؟
فایلهای طراحی خود را به ارسال کنید فیلایفست امروز اقدام کنید و یک قیمت رقابتی به همراه پشتیبانی حرفهای دریافت کنید.
پرسشهای متداول (سوالات پرتکرار)
مراحل کلیدی طراحی PCB از شماتیک تا برد نهایی چیست؟
طراحی یک برد مدار چاپی شامل مجموعهای از مراحل است: تعریف نیازمندیها و محدودیتها، ایجاد شماتیک، تخصیص محل قرارگیری قطعات (footprints)، تعیین طرح کلی برد و محدودیتهای مکانیکی، جایگذاری قطعات با دقت، مسیریابی ردها و صفحات (traces and planes)، اجرای قوانین طراحی و بررسیهای الکتریکی، تولید فایلهای ساخت، ساخت و مونتاژ برد و در نهایت تست و تکرار در صورت لزوم.
چرا شروع طراحی PCB با نیازمندیهای روشن مهم است؟
شروع با نیازمندیهای واضح به شکلدهی هر جنبهای از طراحی PCB شما کمک میکند. دانستن اینکه برد چه کاری انجام میدهد، محدوده ولتاژ ورودی، محدودیتهای جریان، محدودیتهای اندازه، روشهای نصب، نیازهای کانکتور، سیگنالهای حساس، شرایط محیطی، هزینه هدف و تعداد مورد نیاز، به شما کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهای مانند تعداد لایهها (۲ در مقابل ۴ لایه)، عرض مسیرها، کنترل امپدانس و انتخاب قطعات را متناسب با نیازهای پروژه خود بگیرید.
چگونه میتوانم شماتیکم را خواناتر و عیبیابی آن را آسانتر کنم؟
برای بهبود خوانایی شماتیک: به جای سیمهای بلند، در همهجا از برچسبهای شبکه استفاده کنید؛ قطعات را بر اساس عملکردشان مانند بخشهای تغذیه یا حسگرها گروهبندی کنید؛ خازنهای تفکیک را در کنار پینهای تغذیه IC در شماتیک قرار دهید؛ نقاط تست را از همان ابتدا اضافه کنید؛ مقادیر و شمارههای قطعات را به جای یادداشتها در فیلدهای اختصاصی وارد کنید؛ همیشه پینآوتها را با دیتاشیتها تطبیق دهید، بهویژه برای قطعات پیچیده.
هنگام انتخاب قطعات برای PCB خود چه نکاتی را باید در نظر بگیرم؟
قطعاتی را انتخاب کنید که در دنیای واقعی وجود داشته باشند، دارای فُوتپرینتهای موجود و پشتیبانی زنجیره تأمین باشند. به اندازههای بستهبندی که میتوانید لحیم کنید توجه کنید (0603 قابل مدیریت است؛ اندازههای کوچکتر مانند 0402 یا QFN نیاز به دقت دارند)، رتبهبندی ولتاژ/جریان با حاشیه اطمینان، نقشههای مکانیکی بهویژه برای کانکتورها، و قطعات را از سریهای با پشتیبانی مناسب انتخاب کنید اگر قصد سفارش مجدد در آینده را دارید. از قطعات ‘تکشاخ’ که تأمین یا جایگزینیشان دشوار است، اجتناب کنید.
چگونه اطمینان حاصل کنم که ردپای من با قطعات فیزیکی واقعی به درستی مطابقت دارد؟
تعداد پینها و فاصلهی آنها را با دقت مطابقت دهید؛ انواع بستهها (مثلاً SOIC در مقابل TSSOP) را بررسی کنید؛ نشانگرهای قطبیت روی دیودها یا خازنهای الکترولیتیک را بررسی کنید؛ ابعاد حیاط و بازشوهای ماسک لحیم را بهویژه برای ردپایهای سفارشی تأیید کنید. یک نکته عملی این است که طرح PCB خود را بهصورت ۱:۱ روی کاغذ چاپ کنید و قطعات واقعی را روی آن قرار دهید تا قبل از ادامه کار، تناسب آنها را بررسی کنید.
چه زمانی باید PCB چهارلایه را به جای PCB دو لایه انتخاب کنم؟
یک PCB چهارلایه در صورتی توصیه میشود که سیگنالهای با سرعت بالا (مانند USB 2.0 یا DDR) داشته باشید، به مرجع زمین بهتر برای کاهش نویز نیاز داشته باشید، مجبور باشید قطعات متراکم مانند BGAها یا ICهای فاینپیتچ را مسیریابی کنید، یا بخواهید یکپارچگی تغذیه را بهبود بخشید. یک ساختار چهارلایهٔ رایج شامل لایهٔ سیگنال بالا، پلن زمین، پلن تغذیه و لایهٔ سیگنال پایین است که در مقایسه با بردهای دو لایهٔ معمولی مناسب بسیاری از پروژههای سرگرمی، این نیازها را بهتر برآورده میکند.



